بایگانیِ دستهٔ ‘حقوق بشر’

تکذیب پس از انتشار ! اعتبار !؟

اوت 19, 2008

در پی مطلب قبلی که مورد حکم اعدام بهنود شجاعی و احضار عزت الله انتظامی ، پرویز پرستویی و کیومرث پور احمد به دادگاه جنایی نوشته بودم به مطلبی در جام جام جم آنلاین برخوردم که خبر را کلا» تکذیب کرد ! البته تکذیب از نوع مصلحتی !

ابتدا شاملو بازپرس شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران در این رابطه میفرماید :

شاملو درباره دليل اين احضاريه گفت: اين افراد با ايجاد يك شماره حساب جمعي قصد در تلطيف احساسات عمومي را داشته تا مردم تحت تأثير قرار گرفته و ‌براي يك مجرم و قاتل جاني ملاحظه به خرج دهند در صورتي كه اين فرد قاتل بوده و حكمش برابر قانون قصاص است.

سپس جعفرزاده  در پی ماست مالی کردن قضیه میفرمایند :

جعفرزاده افزود: شأن هنرمندان، بيش از مسايلي است كه به آنها منتسب مي‌شود و اگر قرار باشد كمكي به افراد زنداني شود، راهكارهاي آن نيز مشخص شده و ستاد ديه و يا حساب سپرده دادگستري تنها مراجعي هستند كه اقدام به دريافت كمك‌هاي مردمي و خيرين مي‌كنند.

در جای دیگر هم آقای جعفر نژاد میفرمایند :

جعفرزاده افزود: اگر هم مشخص شود كه صاحبان حساب از هنرمندان هستند، از آنها تحقيق خواهيم كرد و بر اين عقيده‌ايم كه آنها از ماده يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشا و اختلاس و كلاهبرداري مصوبه سال 1367 مجمع تشخيص مصلحت نظام كه مجازات حبس از يك تا 7 سال را در نظر گرفته خبر ندارند.

خوب فرض میکنیم این خبر کلا» از ابتدا دروغ بوده و آقای شاملو از خودش این خبر رو گفته و خبرگزاری فارس(جایی که خودم خبر را خواندم) و یا سایر خبرگزاری ها هم از خودشان این مطلب را از قول آقای شاملو منتشر کرده اند ! پس آبرو و اعتبار این بازیگران چی !؟ جالب است که خبرگزاری ها به اقدامات سریالی دست زنده اند مثل قضیه اخیر ایرنا و شیرین عبادی ! حال گزینه بعدی کیست !؟

یعنی اینقدر اعتبار و آبروی اشخاص بی ارزش است که خبری را منتشر میسازید سپس برای سرپوش گذاشتن بر روی آن را تکذیب میکنید !؟ وقتی این سوال ها را میکنم خودم خنده ام میگیرد ! شاید علت آن باشد که جامعه مجازی را آزاد میدانم و احساس میکنم در جامعه ای آزاد هستم که برای انسان ها ارزش قائل هستند ، برای جان آن ها ، حرف آن ها ، نیاز آنها ! مهم نیست که هستند و چقدر پول و بُرش دارند ! اما چیزی نمیگذرد و به خودم می آیم و حقیقت بر سرم کوبیده میشود ! حقیقت اینکه جامعه من محدود است ! محدود به تمام معنا یا همان محدود در حد نفس کشیدن آن هم به طور مخفی …

مرتبط:

- امید که چون از آبرو مایه گذاشته اند، به بد اخلاقی ای چنین، نرنجند!

از حکم اعدام تا احضار به دادگاه

اوت 19, 2008

ای کاش گنجشکانی که از بالای دیوار بلند زندان رد می شوند، حرف هایم را می شنیدند و بر ایوان خانه شما می نشستند و برایتان بازگو می کردند. بچه یی بودم که تا چشم باز کردم مادرم رفت و فرشته نجاتم مرا تنها گذاشت. هیچ گاه فکر نمی کردم بی مادری اینقدر سخت باشد. بیش از سه سال است که در کنج زندان نشسته ام و تمام خاطرات زندگی ام در یک روز خلاصه شده. سه سال است در یک روز زندگی می کنم. سه سال دائم مسیری را که آن روز رفتم می روم و هر چه تلاش می کنم که برگردم، نمی شود. در خودم فرو می روم، در خودم فریاد می زنم، به خدا نمی خواستم چنین شود، ای خدا چرا این طور شد. چرا تا آخرین لحظه عمرم شرمسار کسانی هستم که هنوز نتوانستم با آنها سخن بگویم و بیان کنم که این بهنود آن موقع نفهمید چه شد. ولی امروز با تمام وجود از آنچه شده پشیمان است و هر روز سر بر خاک می ساید و هر روز از خدا تقاضای بخشش می کند.

متن بالا بخشی از نامه بهنود شجاعی ، نوجوان محکوم به اعدام میباشد که در سن 17 سالگی بطور ناخواسته در يک نزاع دسته جمعي در ونک پارک تهران جواني به نام اميد را با ضربه چاقو به قتل رساند . بهنود شجاعی 2 بار به مرحله اجرا حکم رفت و هر بار به دستور رئیس قوه قضاییه فرصت گرفت تا برای جلب رضایت اولیای دم تلاش کند تا اینکه سرانجام از میان مردمان این شهر شلوغ هنرمندانی نام آشنا پا در میدان نهادند تا به این نوجوان کمک کنند ، عزت‌الله انتظامی پیشکسوت تئاتر و سینمای ایران چندی پیش در کنسرت شهرام ناظری به نمایندگی از پرویز پرستویی و کیومرث پوراحمد از مردم خواست تا به یاری این نوجوان در آستانه بشتابند ، وی با اعلام شماره حسابی مشترک از مردم خواست تا کمک های نقدی خود را جهت تهیه مبلغ دیه به این شماره حساب واریز نمایند تا اینکه با گذشت مدت کوتاهی از این اقدام خیرخواهانه ، محمد حسین شاملو ، بازپرس جنایی تهران این سه هنرمند را به دادگاه جنایی احضار کرد (خبر) . وقتی خبر را خواندم دلم میخواست فریاد بزنم و بگویم آقای شاملو ، قاتلی که شما او را جانی مینامید در 17 سالگی قتلی غیر عمد مرتکب شده است و خانواده مقتول نیز در دیدار با بازیگران پذیرفته اند که قصاص را با دریافت دیه ببخشند و حال که عده ای قصد کمک برای بازگشت جوانی به زندگی را دارند چرا سنگ اندازی میکنید !؟ در کجای قانون آمده است که جمع آوری کمک های مردمی برای دیه غیر مجاز است !؟ البته در قانون برای جمع آوری امضاء هم چیزی نبود اما حکم های سنگینی برایش بریده شد … تنها برای آنها آروزی موفقیت و برای بهنود شجاعی آرزوی آزادی دارم .

پ . ن 1 : طبق کنوانسیون حقوق کودک و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که در سال های 72 و 54 ایران به جمع امضاء کنندگان آنها پیوسته است اعمال مجازات مرگ برای اطفالی که در زمان ارتکاب جرم سن آنها کمتر ۱۸ سال بوده است، منع شده اند و این اعدام ها غیر قانونی میباشد .

بیشتر :

- احضار سه هنرمند به دادسرای جنایی

-احضار انتظامی ، پرستویی و پوراحمدبه دادگاه

- بسیج روزنامه نگاران و هنرمندان برای کمک به بهنود شجاعی

پسنوشت :

با عرض پوزش به دلیل مشکلاتی که در وردپرس پیش آمده بود این مطلب 3 – 4 بار در وبلاگ منتشر شد ، و چون نسخه های ویرایش نشده منتشر شده بودند تیتر مطلب به اشتباه منتشر شده بود .

ایرنا و اخبارش

اوت 7, 2008

ایرنا :

یک منبع آگاه در گفت‌وگو با ایرنا اعلام کرد دختر شیرین عبادی حدود یک سال است که به عضویت فرقه ضاله بهائیت گرویده است.

در حال حاضر این خبر از روی خبرگزاری حذف گردیده و با توجه به واکنش خانم شیرین عبادی و کذب خواندن این مطلب برایم واقعا» جالب است که این خبرگزاری برای داغ شدن چه کارهایی انجام نمیدهد !

احساس میکنم تهمت و انتشار اخبار دروغ جزو وظایف رسانه های دولتی قرار گرفته است ، گاهی در این رسانه ها اخباری منتشر میشود که انسان را به فکر وامیدارد ، فکر کردن در مورد عقل سردبیر یا نویسنده و یا مسئول آن رسانه ! در کشور ما قوانین محکمی در مورد برخورد با این دسته از اخبار وجود ندارد ! در واقع اگر وجود هم داشته باشد توفیقی نمیکند ، برای مثال اگر خانم عبادی از این خبرگزاری شکایت کنند در نهایت آن مطلب حذف میشود (که پیشاپیش شده است) حالا توقیف و توبیخ بماند ! البته انتشار این دسته از اخبار در رسانه های زرد امری طبیعی شده  است ! مثلا» در جامعه هنرمندان هم میبینیم گاهی اوقات اخباری منتشر میشود که کفر بازیگر را که سهل است کفر خواننده را هم در میآورد اما خوب این اخبار هم طرفدارانی دارد و تنها این دسته از اخبار میتواند تصویر یک فرد را در ذهن افراد کم اطلاع کدر سازد که هدف هم همین است … تعداد افراد کم اطلاع در جامعه ما کم نیست و انتشار این اخبار بیشترین تاثیر را بر این دسته از افراد دارد و این مساله بزرگترین مساله جامعه ما میباشد ، مساله ای که بارها به خاطر آن بهای سنگینی پرداخت شده است … .

بیشتر :

- انتقاد شیرین عبادی از تهمت‌زنی خبرگزاری رسمی ایران

رویایی به نام آزادی در دانشگاه آزاد

اوت 6, 2008

نزدیک به یک ماه از بازداشت سلمان سیما و مهدی خدایی از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد میگذرد ، در طی این مدت بیانیه ها و اعتراضات مختلفی از سوی دانشجویان ، جهت آزادی هر چه سریعتر این دانشجویان صادر شده است اما تا به امروز نه تنها به این خواسته جامه عمل پوشانیده نشده است بلکه شاهد هیچ گونه اقدامی از سوی مسئولین دانشگاه آزاد جهت پیگیری وضعیت و یا آزادی این دانشجویان نبوده ایم . دانشگاه آزاد دارای واحدهای مختلف در شهرهای ایران است که این مساله باعث چندگانگی دانشگاه شده است برای مثال در یک واحد دانشگاهی شاهد بالا بودن سطح علمی آن واحد دانشگاهی هستیم و در واحددیگر شاهد مساله ای دیگر، این چند سطحی بودن یا عدم هماهنگی باعث شکل گیری دانشجویان متفاوت از هم میشود ، دانشجویانی که خود از طبقات مختلف جامعه گرد هم آمده اند و به خودی خود دارای تفاوت های زیادی با هم هستند ، دانشگاه آزاد دارای محدودیت های زیادی در زمینه تشکل ها و نشریات دانشجویی میباشد و ایجاد انجمن های مستقل را میتوان رویا دانست . با روی کار آمدن دولت نهم موج انتقادات در دانشگاه آزاد شکل تازه ای به خود گرفته است که با توجه به دست آورد های جنبش دانشجویی در سایر دانشگاه های کشور و با به وجود آمدن حس ترس از فعالیت های دانشجویی در مسئولین سعی بر آن دارند با ایجاد فشار بیشتر بر فعالین این دانشگاه ، آن را از چرخه فعالیت های دانشجویی بدور دارند و با حذف فعالین حاضر در دانشگاه جو خفه و بسته را حفظ نمایند ، و این دشمنی که نشئت گرفته از ترس را میتوان در پرونده سلمان سیما به روشنی دید که با توجه به گذشت یکماه نه تنها اتهام وی مشخص نشده است بلکه از شرایط جسمی و روحی وی نیز خبری در دست نیست .

پ . ن : اگر دانشجوی دانشگاه آزاد هستید از جو دانشگاه خود در بخش دیدگاه ها بنویسید تا سایرین هم با جو خفه و یا چندگانه این دانشگاه بیشتر آشنا شوند .

از مقابله با ایدز تا اتهام براندازی

اوت 2, 2008
دکتر کامیار علایی                          دکترآرش علایی

پس از گذشت یک ماه و هشت روز از بازداشت دکتر آرش و کامیار علایی ، معاون دادستان تهران در گفتگویی از دستگیری دو برادر فعال در زمینه مبارزه با ایدز ، به اتهام تلاش برای براندازی خبر داد که به نظر می رسد اشاره به آرش و کامیار علایی باشد  (بی بی سی پرشین) . دکتر آرش و کامیار علایی از فعالین مبارزه و پیشگیری ویروس HIV ( ایدز ) و بنیانگذاران انستيتو پارس میباشند ، طبق اظهارات خانم علایی مادر این دو برادر آنها هیچ گونه فعالیت های سیاسی نداشته اند و علت بازداشت آنها تا پیش از اعلام این خبر مشخص نبوده ، هرچند که این اتهام را هم نمیتوان به دو دکتر که در زمینه مبارزه و پیشگیری ایدز فعالیت میکنند نسبت داد . مصاحبه ای با دکترکامیارعلایی گوش میکردم که در آن اظهار داشتند تا کنون 14هزارنفر مبتلا به ویروسHIV  شناسایی شده اند اما پیش بینی میشود که 70 هزار نفر به این ویروس مبتلا شده باشند که در 2 سال پیش این رقم 30 هزار نفر و در 4 سال پیش 10 هزار نفر بوده است وی همچنین 15% افراد تشکیل دهنده این جمعیت را جوانان 15 تا 25 ساله معرفی کرد و این نشان دهنده در معرض خطر بودن نسل جوان است . بازداشت این دو دکتر با اعتراضات گسترده ای از سوی گروه های حقوق بشری روبرو شد و حالا پس از فعالین دانشجویی ، زنان ، کارگران و فعالین اجتماعی نوبت به جامعه پزشکی و فعالین این جامعه رسیده است .

بیشتر :

اتهام براندازی دادستانی تهران به دو فعال ایدز

- نگرانی از سرنوشت دو متخصص ایرانی

- ابراز نگرانی یک سازمان بین المللی نسبت به بازداشت دو پزشک در ایران

ک . پ . ت : دکترآرش علایی از commondreams و دکتر کامیار علایی از نیک آهنگ

تالار ، بارگاه امامزادگان نیست

ژوئیه 27, 2008

اصغر اميرنيا، مديرعامل بنياد رودكي، نشستن خانم‌هاي مانتويي را در رديف‌هاي اول تالار وحدت ممنوع كرده است. به گزارش خبرنگار دسترنج، خانم‌هاي مانتويي كه به عنوان ميهمان يا هر عنوان ديگري، بليط‌هاي رديف اول را در دست داشته باشند، اجازه نشستن در سه رديف اول را ندارند و به رديف‌هاي آخر تالار راهنمايي مي‌شوند. بر اين اساس همه خانم‌هايي كه قصد نشستن در صندلي‌هاي رديف اول تا سوم را دارند، بايد چادر به سر داشته باشند.

آقای اصغر نیا گمان میکنم ، شما تالارها را با اماکن مذهبی اشتباه گرفته اید ! آخه عزیز جان کسی که برای دیدن تئاتر یا کنسرت به این سالن ها میرود مگر وارد صحن امام زاده ها میشود که باید چادر به سر کند !؟ سوالی دارم !؟ در مورد این قضیه فکر کردی !؟ یا نه شب خوابیده بودی و صبح یکهو این تصمیم را گرفتی ؟ در همین دسترنج میخواندم که شما اصلا» سابقه فعالیت های هنری هم نداری ! فکر کنم مثل همون حاجی تو فیلم اخراجی ها بودی !؟ رفتی جبهه پشت خط شهادت جوون های مردمو دیدی بعد برگشتی به هوای پست و مقام !؟ از بحث حقوق انسانی و اینکه انسان ها خودشان میتوانند صلاح خودشان را تشخیص بدهند بگذریم چون در این دوره این مساله اصلا» مهم نیست و دیده نمیشود اما به اعتقاد من اجبار نفرت می آورد ، وقتی شما چیزی را اجبار میکنید در واقع تنفر ایجاد کرده اید ، حال شما امروز چادر اجبارکنید و فردا روبند و پس فردا هم بلکل حضور بانوان را در تالارهای کشور ! یا اینکه تالارهای ویژه بانوان راه اندازی کنید مثل همون پارکه … .

البته این خبر زیاد منو غافلگیر نکرد ، چرا که در دانشگاه ها (دربرخی از واحد های دانشگاه آزاد ) هم شاهد چنین اجباراتی هستیم و میبینیم که بدون چادر کسی را به داخل محوطه راه نمیدهند !

پ.ن : این خبر درست پس از اتمام فروش بلیط های کنسرت همایون شجریان منتشر شده است ، کنسرتی که بلیط های آن کمتر از چند ساعت کاملا» به فروش رفته است و برایم جالب است بدانم فیدبک بانوانی که بلیط ردیف های اول دارند چه خواهد بود .

اینان خانه ندارند !

ژوئیه 22, 2008

هنوز نگاه های پر از سوال آن کودک ، اشک های پر از درد مادر و چهره خجالت زده آن مرد از ذهنم پاک نشده ! دیدن این صحنه ها کار هرکسی نیست ! ببینی و از کنارش رد بشی ! سخته !

درست از کنار همین چادر کوچک بود که ماشین های 100 میلیونی عبور میکردند و با نگاهشون درد پسربچه و پدر را چند برابر میکردند !هیچ کدام حاضر نبودند سوال کنند چرا !؟

آقای احمدی نژاد ، خیلی گشتم ولی سر سفره این خانواده هیچ نبود ! چه برسه به نفت !

آقای احمدی نژاد به لطف دولت شما خرید خانه غیر ممکن شده !؟ باور نمیکنید !؟نکنه بنگاهی سر کوچه شما مثل بقالیتون هنوز خانه را متری 100 تومان معامله میکنه !؟

آقای احمدی نژاد وقت کردی به جای سفر های استانی سری به محله های شهر تهران بزن ! اینجا زیادم پایین نیست ! اینجا شهرک غرب هستش ! به خانه های فانتزی و لوکس اطراف چادر این پیر مرد نگاه کن !

آقای احمدی نژاد فکر بد نکن ! اینا نه دانشجو بودند که بخواهید صدایشان را قطع کنید ! نه از فعالین حقوق بشر بودند ! نه حق بیشتری میخواستند ! نه فریاد میزدند و نه شعار میداند ! فقط خانه ندارند !!!

باور کنید آنها هیچ نداشتند …

پ . ن : تهیه تصاویر واقعا» عذابم میداد اما ببینید ! ببینید در محله ای که ماشین های بالای 100 میلیونی عبور میکنند هستند خانواده ای که خانه ندارند و معلوم نیست از کدام منزل به بیرون رانده شده اند …

پس از اعدام طرح کاهش حجم به مجلس میرود

ژوئیه 13, 2008

معاون سیاسی امنیتی استانداری فارس در سخنانی که ایسنا گزارش کرده است، دقت در برنامه ریزی آموزش و پرورش در اجرای طرح عفاف و حجاب را خواستار شد و گفت: “این طور نشود که به محض تعطیلی مدرسه ما شاهد لباس تنگ و کوتاه باشیم، به ویژه حجم بدن خانم ها نباید در لباس ها مشخص باشد.

پس از طرح اعدام وبلاگنویسان ، اینک باید در انتظار راه یافتن طرح دیگر به عنوان » کاهش حجم » به مجلس باشیم چرا که حجم بانوان نیز گویا مخل امنیت اجتماعی شده است .

پ . ن : میگن » قافیه چو تنگ آید ، شاعر به جفنگ آید » دقیقا» همین است . آخه حجم چیست که باید دیده نشود !؟ کسی که خدادای چاغ به دنیا میآید باید چه کند !؟

و اینک نوبت دانشگاه آزاد است

ژوئیه 8, 2008

روز یکشنبه ، 16 تیرماه ماموران امنیتی سلمان سیما از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد (واحد تهران جنوب) را بازداشت کردند همچنین پنجشنبه گذشته نیز ماموران امنیتی ، مهدی خدایی [۱] یکی دیگر از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد را در تهران و سجاد رجبی و محمد میزبان از دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد را دستگیر نمودند . دستگیری فعالین دانشجویی واحد های دانشگاه آزاد کشور در طی 2 هفته خبر از فرارسیدن موج دیگری از سرکوب در مجموعه ای دیگر میدهد . چندی پیش در همین وبنوشت مطلبی با موضوع » دانشگاه یا جبهه » منتشر کرده بودم که در آن خبر از نظامی شدن تمامی دانشکده های کشور داده بودم و اینک شاهد این قضیه هستیم که دستگیری ها مختص دانشگاه های دولتی نبوده و دامنه آن به دانشگاه های آزاد کشور هم کشیده شده است . شیوه حذف منتقدان روشی است که مسئولان در پیش گرفته اند و برای عملی ساختن آن از هر ابزاری استفاده میکنند و با دست زدن به این دستگیری ها سعی بر ایجاد رعب و وحشت در میان دانشجویان دارند . طبق اخبار منتشر شده دستگیری دانشجویان » سجاد رجبی » و » محمد میزبان » در مشهد خودسرانه بوده و غیرقانونی میباشد اما در حکومتی که جای » بی قانونی » با «قانون » عوض شده است انتظاری غیر از این نمیتوان داشت .

پ . ن : تنها آرزوی آزادی زودتر این دوستان را دارم .

[1] . مهدی خدایی ازفعالان سیاسی – دانشجویی دانشگاه آزاد و دبیر سابق ‏انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهر ری است. انجمن تحت مدیریت خدایی یکی از انجمن اسلامی های فعال و منتقد ‏در مجموعه دانشگاه های آزاد طی سالهای گذشته بوده و بر همین اساس نیز این انجمن چندین بار با احکام ‏انضباطی مواجه شده است. مهدی خدایی سال گذشته به دلیل ‏فعالیتهای دانشجویی در دانشگاه آزاد از سوی کمیته انضباطی به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده بود.‏

18 تیر

ژوئیه 8, 2008

وقایع هیجده تیر یا وقایع کوی دانشگاه به مجموعه ناآرامی‌ها و درگیری‌ها بین روزهای هجدهم تا بیست وسوم تیرماه ۱۳۷۸ میان دانشجویان، نیروهای انتظامی و افراد موسوم به لباس شخصی‌ها، اطلاق می‌شود.که طی آن یک نفر (عزت الله ابراهیم نژاد) کشته شد و تخلیه چشم یک دانشجوی پزشکی بر اثر اصابت گلوله و همچنین شکستگی دست و پا و ضرب وشتم تعداد زیادی دانشجو تایید شد.از این حادثه به عنوان بزرگ‌ترین چالش جنبش دانشجویی در ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نیز یاد می‌شود. (منبع)

سالروز استقلال جنبش دانشجویی را گرامی میداریم .


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.