در طول تاریخ ایران بارها به دلیل بی کفایتی حکام نیروهای بیگانه ضربه های غیرقابل جبرانی به مردم و خاک این ممکلت وارد کرده اند ، از جمله کشورهایی که در طول تاریخ با مردم و خاک این کشور دشمنی های زیادی داشته اند روس ها بودند که بارها با بستن قراردادهای ننگین و به راه انداختن جنگ های طولانی و گرفتن امتیازهای مختلف از سوی سران ممکلتی ایران ضربه های زیادی را به ایران و مردم ایران وارد کرده اند .
روشن ترین نکته ای که در تمام این قرارداد ها و جنگ ها دیده میشود طمع روسیه به خاک ایران و دریای خزر است ، روسیه بارها با راه انداختن جنگ و در آخر با بستن قراردادهای مختلف نظیر ترکمنچای ، گلستان و آخال و گرفتن امتیازهای مختلف در طول حکومت سلسه قاجار این مهم را ثابت کرده اند ، دشمنی های روسیه با ایران با تائسیس سلسه قاجاریه توسط آقا محمدخان قاجار شروع شد ، در طول حکومت این سلسه سه قرارداد ننگین بسته شد که هرکدام ثمره یک دوره جنگ توام با دادن امتیازات مختلف میباشد که شاید دانستن آنها خالی از لطف نباشد .
دوره اول جنگ های ایران و روسیه
در سال ۱۲۱۵ ه. ق گرجستان به روسیه پیوست و همچنین روس ها تفلیس و قفقاز را تصرف کردند در سال 1218 روس ها گنجه را تصرف کردند و در پی این تصرف ایروان و قره باغ نیز تسلیم شدند با تصرف این شهرها نیروهای روسیه تا حدود ارس پیشروی کردند فتحعلی شاه که از این وضع ناراضی بود سپاهی به فرماندهی عباس میرزا نایب السلطنه برای جنگ با روس ها فرستاد در سال 1219 ه .ق عباس میرزا به همراه سپاه خود برای بازپس گرفتن ایروان لشگر کشید و پس جنگی چند روزه در محلی به نام اچمازین سرانجام سپاه ایرانی لشگر ، سیتسیانف ژنرال روسی را شکست دادند و ایروان بازپس گرفته شد ، پس از پیروزی سپاه ایران در اچمازین فرمانده روس درصدد برآمد به سواحل گیلان لشکرکشی کند که فرمانده روسیه در تسخیر گیلان به علت رو به رو شدن با مشکلات و تلفات و خسارت های زیاد ناموفق ماند . در این هنگام به توطئه جمعی از ارامنه ساکن در شوشی و قره باغ ، این شهرها تسلیم روسیه شدند و پس از کشته شدن سیتسیانف فرمانده ارتش روسیه به توسط حسینقلی خان و ابراهیم خان ، فتحعلی شاه به فرمانده خود دستور مقابله با نیروهای روسیه و تنبیه حاکمان قره باغ و شوشی را داد پس از سیتسیانف ، گودوویچ فرمانده ارتش روس شد در سال ۱۲۲۳ ه. ق به ایروان حمله برد ولی شکست خورد و عباس میرزا برای تنبیه سپاه روسیه از تبریز به سمت نخجوان رفت و طی چند نبرد در اطراف شهر ایروان و دریاچه گوگچه سپاهیان روس را مغلوب کرد.در این زمان روس ها خواستار صلح با ایران شدند که شرطشان این بود که مکان های متصرفه در تصرف آن ها بماند و نیز ایران به آن ها اجازه عبور از داخل کشور برای حمله به عثمانی را بدهد که دولت ایران این تقاضا را نپذیرفت. پس از ورود سرگرد اوزلی به علت رابطه دوستی که میان انگلیس و روسیه ایجاد شده بود در پی آن شد که بین ایران و روسیه، صلح برقرار کند و خواستار آن بود که افسران انگلیسی که در سپاه ایران بودند از جنگ با روسیه دست بردارند. اما به اصرار عباس میرزا جنگ ادامه یافت و سپاه ایران در محل اصلاندوز کنار رود ارس مقیم شدند در این هنگام روس ها غافلگیرانه به اردوی ایران حمله کردند و اگرچه سپاه ایران مقاومت زیادی نشان داد اما به علت اختلافاتی که بین سپاهیان ایران پیش آمده بود ، نیروهای ایرانی مجبور به عقب نشینی شدند. فرمانده سپاه روسیه پس از فتح اصلاندوز، آذربایجان را از هر دو طرف مورد تهدید قرار داد و در این زمان ترکمانان خراسان شورش کردند و در این هنگام شاه ایران که درصدد آماده کردن سپاهی برای سرکوب نیروهای روسی بود به علت ناآرامی ها در چند جبهه تقاضای صلح کرد و شکست ایران در جنگ اصلاندوز و شورش های محلی، فتحعلی شاه را مجبور به صلح با روس ها کرد. میرزا ابوالحسن ایلچی به عنوان نماینده و سر گور اوزلی نیز به عنوان واسطه از تهران عازم روسیه شدندو دولت روسیه نیز چون در این زمان سخت گرفتار درگیری و کشمکش با ناپلئون بناپارت بود از رسیدن سفیر روسیه و تقاضای صلح استقبال کردو قرارداد صلح در روستای گلستان از توابع قره باغ منعقد شد. این عهدنامه به وساطت سرگوراوزلی، نماینده روس یرملوف و نماینده تهران میرزا ابوالحسن خان ایلچی به تاریخ ۲۹ شوال (۱۲۲۸ه .ق) در یازده فصل امضا شد . عهدنامه گلستان یکی از شومترین معاهداتی است که در تاریخ ایران به امضا رسیده است ، عهدنامه گلستان سبب شد برای اولین بار مرزهای طبیعی ایران تغییر کند و تمام نواحی شمال رود ارس از دست ایران خارج شود ، از جمله مناطقی که از ایران جدا شد عبارتند از:
- قره باغ
- گنجه
- خانات موشکی
- شیروان
- قبا
- دربند
- باکو
- هرجا از ولایات تالش را که بالفعل در تصرف روسیه بود.
- داغستان
- گرجستان
دوره دوم جنگ های ایران و روسیه
از اصلی ترین دلایل شروع دوباره جنگ میان ایران و روسیه میتوان به شورش ها و ناامنی هایی که حاکمان مرزی ایران به دلیل مشخص نبودن مرزها برپا کرده بودند بود و نارضایتی بسیاری از حاکمان سرزمین های ایرانی که به تصرف روس ها درآمده بودند و نگرانی های دولت ایران از به دلیل از دست دادن سرزمین های وسیع، ظلم و ستم پی در پی روس ها به مسلمانان قفقاز اشاره کرد ، به همین دلیل فتحعلی شاه، عباس میرزا را به فرماندهی سپاه ایران برگزید و راهی نواحی تصرف شده شد و چون روس ها آماده جنگ نبودند غافلگیر شدند و سپاهیان ایرانی تمامی شهره های از دست رفته از جمله باکو، دربند، شوشی، داغستان، ایروان و تالش را به تصرف درآوردند. پس از این واقعه پاسکوویچ از سرداران معروف روسیه فرماندهی سپاه روس در قفقاز را عهده دار شد و او درصدد برآمد تمامی نواحی متصرف شده توسط ایرانیان را بازپس گیرد. ابتدا قره باغ و سپس ایروان را تصرف کرد و در جبهههای طالش و لنکران قوای ایران را شکست داد و خود را با شتاب خود را به گنجه رساند. عباس میرزا نیز با لشگر ۳۰ هزار نفری خود عازم گنجه شد و در این نبرد که به جنگ گنجه معروف شد نیروهای ایرانی عنقریب پیروزی بودند که به علت خیانت آصفالدوله صدراعظم جدید ایران در اعزام نیرو ، در سپاه ایران بی نظمی به وجود آمد و تلاش های عباس میرزا در نظم بخشیدن به امور فایدهای نداشت و ناچار به عقب نشینی شدند و در نتیجه تلاش های ایرانیان در کسب فتوحات در خطر افتاد و باعث پیروزی کامل پاسکوویچ و سپاهیانش شد. پس از تصرف گنجه و وارد آمدن تلفات سنگین به سپاه ایران سرانجام معابر ارس به دست روس ها افتاد و کشتی های جنگی روسیه در سواحل روسیه با ترکمانان و ایلات یموت سازش کردند و حتی آنها را به طغیان علیه دولت ایران وادار کردند و عباس میرزا نیز آخرین نیرو های خود را در سردار آباد متمرکز و در سال ۱۲۴۳ (ه.ق) با قوای روسیه به نبردی سخت پرداخت اما نرسیدن آذوقه به سپاهیان از تهران باعث تضعیف و متزلزل کردن روحیه سربازان ایرانی شد و سردارآباد به تصرف سردار روس درآمد و قوای ایران به کلی از ساحل چپ رود ارس به داخل آذربایجان رانده شدند. پاسکوویچ در تعقیب سپاه وارد آذربایجان شد و پایتخت ایران را مورد تهدید نظامی قرار داد ام پس از آن عباس میرزا دستههای متفرق سپاه خود را متمرکز کرد و حفاظت از تبریز را به آصفالدوله سپرد اما با خیانت آصف الدوله تبریز توسط ارتش روسیه تصرف شد و سپاه روسیه بدون مقاومت مردم وارد شهر شده و ذخایر و مهمات دولتی را به تصرف درآوردند. با تصرف تبریز نیرو های ارتش روسیه تا ده خوارقان پیش رفتند و در این هنگام بود که عباس میرزا فتحعلی خان رشتی را نزد پاسکوویچ فرستاد و از وی تقاضای صلح کرد.شرایطی که پاسکوویچ برای عقد مصالحه جدید پیشنهاد کرد بسیار سنگین بود اما شاه مجبور به قبول شرایط صلح بود . این قرارداد در اثر بی لیاقتی فتحعلی شاه و نرساندن وسایل لازم برای سپاه ایران در جنگ های دوم ایران و روسیه صورت گرفت و پس از وساطت سفیر انگلیس مجلسی در قریه ترکمانچای برگزار شد و در آن عهدنامهای به امضای نمایندگان ایران و روسیه رسید که مفاد آن عبارتند از :
- واگذاری خانات ایروان و نخجوان به دولت روسیه و تخلیه تالش و مغان از سپاه ایران.
- پرداخت ده کرور تومان (پنج میلیون تومان)به طور اقساط از طرف ایران به روسیه به عنوان غرامت جنگی
- اجازه عبور و مرور آزاد به کشتیهای تجاری روسی در در یای مازندران
- رضایت به انعقاد یک عهدنامه تجاری بین ایران و روسیه و حق اعزام کنسول و نمایندگان تجاری به هر منطقه از مناطق ایران که روسها لازم بدانند.
- حمایت از ولیعهدی عباس میرزا و کوشش در به سلطنت رساندن وی پس از مرگ شاه
- استرداد اسرای طرفین
- اعطای حق قضاوت کنسولی به روسیه
علاوه بر امضای معاهده تحمیلی ترکمانچای زیر فشار روسها یک عهد نامه تجاری نیز با آنان به امضا رسید که تمام بازار ایران را بدون هیچ مانعی در اختیار روسها قرار میداد .
دوره سوم سوم جنگ های ایران و روسیه
پس از جنگهای دوره اول و دوم ایران و روسیه که در غرب دریای خزر اتفاق افتاد توسعه طلبی روسها به این موارد محدود نشد و آنها به شرق دریای خزر هم پیشروی کردند و سرانجام در زمان سلطنت ناصرالدین شاه نواحی ترکمنستان و ماوراءالنهر را نیز به اشغال خود در آوردند. در این زمان ، دولت ایران به ناچار به امضای عهدنامهٔ دیگری به نام قرارداد آخال تن در داد و به موجب این قرار داد ، ایران از قلمرو خود در ترکمنستان و ماوراءالنهر صرف نظر کرد و رود اترک ، مرز بین دو کشور شناخته شد.
پس از سه دوره جنگ و از دست رفتن بخش هایی از خاک ایران واقعه دامنه دار دیگری میان ایران و روسیه رخ نداد، اما امروز این کشور برای اثبات دشمنی اش با ایران طرح دیگری دارد ، دریای خزر که روسیه سالها به آن چشم داشته است امروز در شرف از دست رفتن است . به موجب قراردادی که در سال 1940 ما بین اتحاد جماهیر شوروی و دولت ایران منعقد گردید دریای خزر همچون یک دریای آزاد در نظر گرفته شد و هر دو طرف تنها یک حاشیه مرزی داشتند و بقیه دریا آزاد و بین المللی ماند و حاکمیت سیاسی بر دریا هم به نسبت 50/50 میان دو کشور تقسیم شد اما پس از فروپاشی شوروی ، ایران در دریای خزر با چهار کشور آذربایجان ، روسیه، قزاقستان و ترکمنستان هم مرز شد و آنان دیگر این قرارداد را قبول نداشتند و بار دیگر سران مملکتی ایران با بی کفایتی خودشان این حق را از مردم ایران گرفتند . روزها سپری شد تا اینکه روسیه مجددا» طرح دیگری را مطرح کرده است … و دولت مردان ایرانی برای جذب حمایت روسیه در برنامه هسته ای شان و فرار از تحریم دریای خزر را پیشکش کرده اند … روزگاری پادشاهان ایرانی برای برقراری صلح بخشی از وطن را به دشمن پیشکش میکردند و امروز برای جلب حمایت دریای خزر در حال از دست رفتن است … این قضیه کمتر از خلیج عربی نیست ! انصاف نیست از کنار آن به سادگی عبور کنیم …
مرتبط :
- آیا قرارداد تهرانچای امضاء می شود؟
- سارکوزى در مورد ايران به پوتين چه گفت
- ایران فروشی به بهانه ی انرژی هسته ای ! ( ترکمنچای دوم در راه است )
- ننگین تر از ترکمان چای
منابع :
- ویکی پدیا
- موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
لینک در بالاترین